
آه از آن اسفندخانه سروده هاآه از آن اسفند آه از آن اسفند و آتش بر دل افتاددر آتشدان هجرش باید بسوزمآن شب که رفت آن مقتدای پاکپیمانباید که چشمی خسته بر درگاه دوزمسوز زمستان گرچه پایان یافت، اماسوز دل ما تازه بعد از او هویداستدر مسلخ عشق و شهادت سرسپردنمیراث پاک رهبر بیدار دلهاستاو رفت و مِهرش در دل طوفان گره خوردنامش به رگهای زمین چون جان گره خورددر پیش پایش مرگ زانو زد به خِفّتوقتی که با لبخند جاویدان گره خورداز خاک راهش لالهها سر برکشیدندگویی که خونش در رگ فصل شکوفاستهر سنگر خاموش با نامش ط...
ادامه مطلب